آمار های تعجب آور در مورد استارتاپ ها

سرعت رشد یک استارتاپ می تواند یکی از عوامل تعیین کننده موفقیت آن استارتاپ به شمار بیاید.
اگر چه رشد یک استارتاپ اهمیت دارد با این حال بیش از ۷۰٪ از نوآوری ها به دلیل بزرگ شدن زودتر از موعد و بزرگ کردن مقیاس خود شکست می خورند. این آمار به همراه ۱۰ مورد دیگر که ما برای شما در این مطلب آماده کردیم و در ادامه ذکر شده است به شما کمک می کند تا در تصمیم گیری های خود بر اساس آمار، شکست ها و موفقیت های استارتاپ های دیگر تصمیم درستی بگیرید.

 

۱) استارتاپ های آموزش دیده رشد ۳٫۵ برابر و سریع تری دارند و از طرفی ۷ برابر بیشتر نیز پول

جمع می کنند و درآمد دارند. موفقیت یک کسب و کار را می توان با یک آموزش و از حمایت اصولی، منطقی و درست تقویت کرد که همین مسئله باعث می شود تا همه به بنیانگذار یک استارتاپ کمک می کنند تا با دقت بسیاری سرمایه گذاری کند و روی یک بخش متمرکز شود. تجربه و ارتباطات یک مربی می تواند نقشه راهی با موفقیت بالا را در اختیار کارآفرینان قرار می دهد.

 

 

 

۲) بیش از ۷۰٪ مؤسسین و مدیران استارتاپ سرانجام متوجه این مسئله می شوند که مالکیت معنوی آن ها در یک ایده به هیچ عنوان یک مزیت رقابتی به شمار نمی رود. کارآفرینان غالباً با ایده هایی شروع می کنند که به اعتقاد آن ها این ایده ها بی نظیر و منحصر به فرد هستند. بیشتر بنیانگذاران به سرعت می فهمند که ایده، محصول یا فرآیند به تنهایی، حتی اگر از نظر قانونی نیز محافظت شود، بدون اجرا به هیچ عنوان ارزشمند نیست و تا زمانی که به نتیجه ای مطلوبی نرسد این ایده هیچ ارزشی ندارد.

 

 

۳) هم بنیانگذاران فنی برای راه اندازی شرکت های متمرکز بسیار مهم هستند اما برای محصولات مصرفی وجود آن ها آن قدر نیز مهم نیست. تیم هایی که دارای یک هم بنیانگذار فنی هستند، ۲۳۰٪ عملکرد بهتری را در شرکت های سازمانی انجام می دهند  زیرا محصولاتی که به بنگاه های اقتصادی خدمت می کنند سطح بالاتری از عملکرد فنی دارند. با این حال نداشتن یک هم بنیانگذار فنی نباید شما را از گرفتن فرصت تجاری منع کند.

 

۴)  شرکت های نوپا که توسط تیم های غیر فنی تاسیس شده اند از بنیانگذاران فنی شرکت های مصرف کننده بهتر هستند و ۳۱ درصد عملکرد بهتری نسبت به آن ها دارند.

۵) بنیانگذاران برای اعتبار سنجی یک مدل تجاری به ۲ تا ۳ برابر زمان بیشتری نیاز دارند. اعتبار سنجی یک ایده به زمان نیاز دارد و همین طور نیاز به جمع آوری اطلاعات و شهود دارد. درست مانند این که یک مالکیت معنوی لزوماً یک استارتاپ را از رقابت با سایر رقبا متمایز نمی کند. ایده ها ، حتی اگر به نظر بی نظیر باشند، قبل از اینکه محصولاتی شوند که مردم عاشق استفاده از آن ها شوند به چندین مرحله مصاحبه با مشتری ها و باز تولید محصول احتیاج دارند.

۶) بیشتر نوآوری ها (۴۲٪) به دلیل طولانی شدن روند توسعه خود، شکست می خورند. انتخاب ایده اشتباه برای یک نوآوری ۳۲٪ از آمار شکست های نوآوری ها را شامل می شود. همیشه کاری وجود دارد که بتوانید یک ایده یا یک محصول را ابتکاری تر و قابل دفاع تر کنید. بیشتر نوآوری ها به دلیل اینکه کارآفرینان منابع بیشتری را برای بهبود محصول بدون درگیر کردن مشتری و آزمایش پرداخت می کنند شکست می خورند.

 

۷) بنیانگذاران استارتاپ های شکست خورده، ۲۰ درصد شانس بیشتری برای موفقیت در سرمایه گذاری بعدی خود دارند. بیشتر بنیانگذاران مبتدی که شکست خورده اند می توانند شکست خود را زودتر از افراد دیگر پیش بینی کنند.

 

۸) کارآفرینان به احتمال بیشتری می توانند یک وام را از بانک های کوچک محلی به نسبت بانک های بزرگ دریافت کنند. بانک های کوچک ۴۸٫۷٪ درخواست های وام را تایید می کنند این در حالی است که ۲۳٪ درخواست ها توسط بانک های بزرگ تأیید می شود. فقط بخشی از استارتاپ ها از سرمایه گذاری پشتیبانی می شوند و بیشتر شرکت ها از طریق پس انداز خود تأمین می شوند. وام ها بانک های کوچک می توانند ارزان تر از تأمین اعتبار سهام به ویژه در هنگام رشد سرمایه گذاری باشند.

 

۹) کارآفرینان امروز پول بیشتری جمع می کنند. متوسط بودجه ها با رشد۳۰۰ درصدی از ۲۷۲ هزار دلار به ۷۵۰ هزار دلار در بین سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۶ افزایش یافته است. این افزایش بودجه به دلیل افزایش وابستگی شرکت های نوپا به کانال های خریداری شده به ویژه محصولات تجارت الکترونیکی است.

 

۱۰) شرکت هایی که ۴۰ تا ۵۰ درصد از محصولات و خدمات خود را پیش فروش می کنند ۸۰ تا ۹۰ درصد مشتری بیشتری دارند.

استناد به داده ها می تواند شانس ایجاد یک استارتاپ موفق را به میزان قابل توجهی افزایش داد.