برای این که یک استارت آپ خوبی باشید لازم است که معیارهایی را برای پیشرفت خود در نظر داشته باشید. برای این که در کار خود پیشرفت داشته باشید و از وقت خود به بهترین نحو استفاده کنید, باید بتوانید در کار خود آنقدر متمرکز شوید تا بتوانید به کسب و کار خود رونق ببخشید و آن را به سطح بالاتری برسانید. به همین منظور باید باید برای این کار افراد با تجربه و با استعداد را انتخاب کنید و هم چنین بودجه لازم را هم برای این کار داشته باشید و هم چنین باید استراتژیک های برنامه ریزی را برای خود داشته باشید تا بتوانید زودتر به نتیجه برسید.

 

معیارهای استارتاپ

برای اینکه بتوانید یک استارت آپ قوی باشید این هفت معیار بسیار مهم هستند که می توانند نقاط شروع خوبی برای شما باشند.

این معیارها عبارتند از:

معیارهای فروش عبارتند از:

۱-نرخ اجرای درآمد (درآمد اولیه) Revenue Run Rate

این معیار باعث به اصطلاح روشن شدن موتور رشد کار شما می شود. وقتی که شما شروع به رشد دادن کسب و کار خود می کنید, در ابتدا محصولی را توسعه می دهید, مشتری را به دست می آورید و برنامه های خود را پیاده سازی می کنید.
برای این کار لازم است که شما نرخ سود درآمد خود را محاسبه کنید تا بتوانید نحوه رشد فروش خود را در گذشت زمان بسنجید. این کار باعث می شود که شما بدانید که آیا در این کار پیشرفتی داشته اید و به چیزهایی که می خواستید در کسب و کارتان دست یافته اید یا خیر؟

۲-معیار ARPU. (متوسط درآمد به ازای هر کاربر – Average Revenue Per User)

این معیار سهم متوسط هر مشتری در درآمد را نشان می دهد. افزایش این سطح به این معنی است که شما از هر مشتری چه میزان فروش بیشتری کسب می کنید و این کار قدرت قیمت گذاری شما را در محصولتان نشان می دهد. همه ما می دانیم که بعضی از مشتریان با ارزش تر از سایر هستند. شما باید در این موارد ریز بین باشید و به این موضوع بپردازید که چگونه فروشتان را بر اساس نوع مشتری تجزیه کنید.

-معیارهای مشتری عبارتند از:

۳-هزینه خرید مشتری – CAC (Custom Acquisition Cost)

آیا می دانید جذب هر مشتری چقدر هزینه دارد؟ این همان چیزی است که CAC به شما نشان میدهد
پس اگر میخواهید روی چگونگی کار تیم فروش و روند فروش نظارت داشته باشید باید این را محاسبه کنید این کار بر روند فروش و تیم فروش شما بسیار تاثیر گذار است. اما اگر دیدید که نسبت به هزینه ای که می کنید با گذشت زمان باز هم تاثیری در فروش شما ایجاد نشد, حتما باید تغییراتی را در برنامه ریزی خود ایجاد کنید.
به عنوان مثال شما باید مشتری های خوب خود را بشناسید و آنها را متمایز از سایر مشتریانتان کنید, و میزان بیشتری از فروش خود را به این مشتریان اختصاص دهید.

۴-نرخ نگهداری مشتری Churn Rate

مشتریان شما تا چه میزان به شما وفا دارند؟ شما باید بدانید که مشتری شما چقدر تمایل به کار با شما دارد.
نرخ نگه داری مشتری توانایی شما را در نگه داشتن مشتری نشان میدهد.
به عنوان مثال میزان قدرت بیان شما هم در این مورد نشان میدهد که تا چه میزان می توانید یک مشتری را نگه دارید؟
پس نتیجه می گیریم که قدرت بیان شما با میزان ماندن مشتری در کسب و کار شما ارتباط مستقیم دارد.

 

معیارهای مدیریت مالی عبارتند از:

۵-میزان از بین رفتن یا همان میزان سوخت نقدینگی – Burn Rate

اگر نقدینگی شما در کارتان به میزان قابل توجهی سوخت شود این موضوع بسیار مهم است. عدم وجود پول نقد یک دلیل بسیار مهم در عدم موفقیت استارت آپ ها می باشد. شما حتما باید بدانید که قبل از به اتمام رسیدن پولتان, چقدر به هدفتان نزدیک شده اید, و چه زمانی به سود دهی می رسید.

۶- کارایی عملیاتی – Operation Efficiency

شما باید بدانید که استارت آپ شما چقدر کارایی عملی دارد؟
به عبارت دیگر آیا بازپرداخت هزینه ایی که می کنید را در کسب و کارتان دریافت می کنید یا خیر؟
این نکته بسیار مهم است که بدانید در این روند شما در جاهایی مانند فروش, بازاریابی و حقوق و دستمزد اختیاراتی برای هزینه کردن دارید, اما برای خرج کردن هزینه های اضافی مانند برق و آب نمی توانید کاری از پیش ببرید.
اگر در بهره‌ برداری خود دچار مشکل شده اید و هزینه های شما بیشتر از فروش شماست و نرخ بهره وری منفی دارید شما باید بدانید که یا قیمت گذاری محصول شما بسیار پایین است یا برای تولید آن محصول بیش از اندازه و نیاز هزینه کرده ایدکه میتوانستید مثلا با برون سپاری کاری هزینه های آن را کاهش دهید.
اما اگر در ابتدای کار هستید باید بدانید که برای فروش و بازاریابی باید بیشتر هزینه کنید تا بتوانید مشتری جذب کنید که در آینده در آمار فروش بازدهی خود را نشان می دهد

۷- حاشیه  ناخالص Gross Margins

حاشیه سود ناخالص در وا قع سود آوری شما را نشان می دهد. یعنی تفاوت بین درآمد و هزینه‌های حاشیه‌ای محصولتان است که به‌صورت درصد بیان می‌شود. برای مثال، سود ناخالص بیست درصد به این معناست که درآمدتان از هر واحد محصول بیست درصد بالاتر از هزینه‌های آن واحد است
محاسبه این حاشیه های ناخالص به شما خواهند گفت که تیم های مدیریتی, فروش و مشتری شما تا چه میزان در هدایت خدمات شما موثر هستند و به شما کمک می کند تا بدانید که برای رشد اقتصادی از کدام روش های عملیاتی خود استفاده کنید. این یک راه عالی برای ساختن یک تیم باهوش و خلاق است و راهی که به شما در رشد شغلیتان کمک فراوانی می کند.

این هفت معیار فقط یک شروع برای کارتان هستند. اگر میخواهید یک استارت آپ موفق باشید, بهتر است که خود را با شرکت هایی که در همان صنعت شما فعالیت می کنند و در همان اندازه شما هستند مقایسه کنید. البته در این کار لازم است که حتما برای کار خود ارزش قایل باشید و در رسیدن به نقاط عطف خود تلاش کنید.